تبليغاتX
مطرود خرد پیشه و منفور عوامیم...

در خبر ها خوندم که جشنواره ای با عنوان زنان سرزمین من برگزار شده که در اون مد های استاندارد ! برای لباس خانم ها ارائه میشه که چند نکته به نظرم اومد :

۱. مشاور امور بانوان استانداری تهران گفته که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی که در ماه های اخیر کنترل پوشش شهروندان را افزایش داده با مدل های ارائه شده در نمایشگاه برخورد نمی کند. که معنیش اینه که اگه از مد های ما بپوشین چون استاندارد هستن و همه ی جوانب ملی و دینی در اون ها رعایت شده کسی بهتون کاری نداره و معنی دومش اینه که چون مردم خودشون نمی فهمن که چه لباسی باید بپوشن ما براشون الگو درست کردیم .

۲. عکاسان مرد اجاره حضور در جشنواره سوم زنان سرزمین من و عکاسی از مدل های ارائه شده را نداشتند. که ما نفهمیدیم بالاخره این مدل ها مجاز هستن یا نه. اگه مجاز هستن پس چرا مرد ها نمی تونن نگاه کنن اگه مجاز نیستن پس چرا گشت ارشاد نمی گیرشون.

۳. بد نبود اگه همین مشاور امور بانوان استان تهران می گفتند که چند درصد از بانوان از این مدل ها استفاده می کنند و آیا در شهرستان ها هم بانوان می تونن از این مدل های میهنی استفاده کنن ؟

(من یکی دو تا عکس از این مراسم گذاشتم که دیدنش خالی از لطف نیست )

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

 

این فیلم اخراجی ها هم ماجرایی شده. چند نکته در این مورد این فیلم بنظرم رسید:

  1. این فیلم با وجود استفاده از یکی از بهترین تیم های فیلم سازی ایران (از آهنگ سازی تا تصویر برداری و غیره) تقریبا تمام سکانس های تاثیر گذار این فیلم تکراری یا بهتره بگم تقلیدی است که  از جمله صحنه عبور داش مجید از میدان مین = فیلم روبان قرمز یا صحنه تونل که صحنه آخر فیلمه = فیلم هیوا
  2. تقریبا تمام گریم های بازیگران مشهور فیلم در فیلم های دیگر نیز دیده شده مثل گریم امین حیایی و شریفی نیا

اما از بحث های فنی گذشته می خوام بزنم جاده خاکی و کمی نکته  سیاسی بنویسم:

  1. ده نمکی یهو از روزنامه و سیاست و انصار حزب الله کنار می کشه و هنرمند می شه و تو فیلمش همه ی ارزش هایی رو که یه روز به خاطرش به خیلی ها بد و بی راه می گفته نقد می کنه. این حرکت ده نمکی من رو یاد مشاور فرهنگی رئیس جمهور در ایام انتخابات می اندازه که گفت : " چرا جوان ها رو در جاده شمال دستگیر می کنند" و بعدا که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شد طرح امنیت اجتماعی با قدرت اجرا شد.
  2. آقای ده نمکی در ایران به عنوان رئیس چماق دارها معروف بوده حالا که هنرمند شده آیا چماقشو شکسته یا اینکه اون رو به دیوار خونش آویزون کرده؟

من نسبت به اخراجی ها خوشبین  یا بهتره بگم ظاهر بین نیستم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

باز ایام روز زن و مادر رسید و صدا و سیما چپ و راست در مورد الگو های زنان برنامه پخش می کنه. یکی از چیز هایی که توجه من رو به خودش جلب کرد برنامه ای با عنوان نقش زنان در اجتماع و نیز الگوی ایرانی اسلامی به جای الگوی غربی بود. اما چند نکته که معمولا گزارشگر های صدا و سیما هیچ وقت به اون توجه نمی کنند:

۱. خیلی سعی نکنن که تاریخ حظور زنان در اجتماع رو بررسی کنند، چون این تاریخ بر می گرده به رضا شاه و جریانات کشف حجاب. البته در اون زمان نقش زنان کاملا تشریفاتی و جنبه ی ضد دینی داشت اما همین حرکات ضددینی کم کم زنان رو به اجتماع کشوند و اون ها کم کم در اجتماع نقش پذیرفتند. آیا اگر ۷۰ سال پیش کسی از راننده اتوبوس زن حرف می زد خیلی مسلمون نبود.

۲. خیلی سعی نکنن دنبال الگوی ایرانی و یا اسلامی برای نقش زنان در جامعه بگردند. چون زنان با تفکر غربی و ضد دینی وارد اجتماع شدند و قبل از اون در اجتماع حضور نداشتند که امروز بخواهند به اون الگو ها برگردند. پس به جای برگشتن به الگوی ایرانی برای حضور زن در اجتماع که اصلا وجود نداشته بهتر مرد و مردونه به فکر یک الگوی تعدیل شده ی غربی بود که کمترین تناقض رو با فرهنگ ما داشته باشه. برای ایرانی بودن و ایضا مسلمون بودن نیاز نیست به همه کار هامون یک پسوند ایرانی اسلامی بچسبونیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

سه یا چهار سال پیش یادم هست که سخنرانی های شخصی به نام عباسی نقل محافل عامیانه مردم در تاکسی ها و اتوبوس ها بود.اون زمان من هنوز مستکبر نشده بودم و ماشین نداشتم و به شیوه کاملا مردمی با اتوبوس تردد می کردم. مردم از کسی حرف می زدند که جرات کرده و در حال افشای آدم های بد نظامه و بی پروا می گه که دسته کی تو کاره و همه مفاسد کار کیه. یکی از نوار های این آقای عباسی به دستم رسید. وقتی گوش کردم دیدم سر تاسر سخنرانی افشاگری بود. تقریبا همه ی افراد نظام رو افشا کرد. حتی کسانی رو که منسوب مقام معظم رهبری هم بودند افشا گری کرد. و معتقد بود که اون ها هم در فساد های اقتصادی دست دارند. در اون موقع این نوار ها خیلی استقبال می شد و حتی یادم هست که یک سوپر مارکت بزرگ صدای آقای عباسی رو از بلند گوی مغازه پخش می کرد. این موضوع گذشت و کم کم مردم بی خیاله عباسی شدند.

الان تقریبا ۳ سال از اون موقع میگذره و یه نفر دیگه به اسم پالیزدار پیدا شده و همون حرف ها رو می زنه فقط اسم مفسد ها یک کم تغییر کرده. البته ایشون آقای احمدی نژاد رو هم به لیست بی گناه ها اضافه کرده.آقای پالیز دار مثل آقای عباسی گیر چندانی به هاشمی رفسنجانی و خاتمی نداده ( شاید دیگه اونا از مد افتادن) و افراد دیگه رو معرفی کرده.

من نظر خودم رو در این مورد نمی نویسم چون یه کم خشنه ولی از شما چند تا سوال می کنم تا شما نظر بدین :

۱. چرا باید در جمهوری اسلامی یکی پیدا بشه و همون حرف هایی رو بزنه که ضد انقلاب ها می گن و عامه ی مردم هم بدشون نمیاد چون که تلویحا قبول دارن. مگه ضد انقلاب همین حرف ها رو نمی زنه پس چرا یکی از درون نظام این مسائل رو بیا می کنه ؟ چه هدفی داره؟ ( نمیدونم چرا سوال رو دو بار مطرح کردم!)

۲. چرا اسم مفسدین هر چند وقت تغییر می کنه؟ یعنی قبلی ها فساد رو ترک کردن؟ یا اصلا فاسد بودن؟ یا . . . ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

امروز تلویزیون مصاحبه رئیس جمهور رو از تلویزیون نشون داد. به چند نکته جالب برخوردم:

رئیس جمهور گفت ۴۰ ملیون آمریکایی بیمه ندارند و بحران اقتصادی آمریکا را فراگرفته است! البته ایشون حتما می دونند که اتفاقا در ایران هم خیلی ها بیمه ندارند. البته ایشون معتقد ان که ایران بحران اقتصادی نداره فقط تورم بالاست!

رئیس جمهور در جای دیگه ای گفتند که آمریکا فکر می کند ما را منزوی کرده در حالی که نکرده. حق با ایشونه . کی گفته ما منزوی هستیم ؟ ما با اکثر کشور های آفریقایی و جنوب شرق آسیا رابطه داریم . آمریکای لاتین که نگو مثل برادریم. گور بابای آمریکا و اروپا و کشور های پیشرفته ی دنیا. ما اصلا منزوی نیستیم فقط تا حالا رئیس جمهور هیچ کشور پیشرفته ای از ایران دیدن نکرده.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

رئیس جمهور به ایتالیا رفت تا در اجلاس فائو که سازمان خوارو بار جهانی است شرکت کنه. احمدی نژاد قرار ۳ روزه از ایتالیا دیدن کنه ولی نمی دونم چرا ۱ روزه شد؟ (هر کی میدونه بگه) .

احمدی نژاد در این اجلاس ۸ راهکار اساسی برای حل مشکلات جهان ارائه کرد و این در حالی است که قیمت هر کیلو چای در ایران ۳۰ هزار تومان شده و ما شاهد افزایش بی سابقه محصولات کشاورزی در ایران هستیم. 

هاشمی هم از اون طرف یه عربستان رفت و به عنوان میهمان ویژه اجلاس بین المللی گفتگوی اسلامی بود و با ملک عبدالله هم دیدار کرد و یه همراه او وارد اجلاس شد.

مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد هم گفته تورم فی نفسه بد نیست.! حلا که دقیق فکر می کنم می بینم بدم نمی گه . اگه همه چیز ارزون بشه ما دیگه هرروز صبح تا شب مثل . . . دنبال چی بدوویم. یا دیگه غصه نمی خوریم و سکته نمی کنیم و اون وقت کی جواب انفجار جمعیت رو می ده ؟

شرمنده امروز خیلی چرت و پرت نوشتم. دلم خیلی پر بود. زیر سیبیلی رد کنید.
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

سالروز شهادت حضرت فاطمه (س) را به همه ی شیعیان تعزیت عرض می کنم.

گاهی اوقات مناسبت ها و ایام خاص در انسان شوری ایجاد می کنه که آدم در شرایط عادی اون احساس و حال رو نداره. یکی از اون مناسبت ها ایام وفات ائمه هست. من معمولا در این ایام حس کتاب خونی بهم دست میده مخصوصا وقتی به بعضی از این روضه ها می رم. من فکر می کنم بزرگداشت ائمه فقط توی سر و کله زدن نیست. اگه ما خودمون تصمیم بگیریم در روز شهادت هر کدوم از ائمه یک کتاب بخونیم شاید خیرش کمتر از روضه رفتن نباشه!

به هر حال به همین مناسبت ۳ تا پیشنهاد براتون دارم :

۱. در نهج البلاغه بخش مربوط به دفن حضرت فاطمه(س) رو بخونید.

۲. اگه روضه میرین سعی کنین به روضه ای برین که معمولا خونه علما برگزار میشه.

۳. کتاب فاطمه، فاطمه است. ن.شته دکتر شریعتی هم خوندنش خالی از لطف نیست.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

جلسه بحث و گفتگو با موضوع :

دین و اخلاق از منظر سورن کیر کگور

با حضور دکتر توکلی استاد دانشگاه اصفهان

زمان: سه شنبه ۷ خرداد ساعت ۱۷

مکان:  سه راه ادبیات. مجتمع دکتر شریعتی جهاد دانشگاهی . اتاق شورا

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

در یک گاردن پارتی خانم ژولی پایش به سنگی خورد
وبا پشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین
خوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.
دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی
نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد.
مهماندار پشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.
خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند
و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.
 

چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در
گاردن پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که
ژولی را به بیمارستان برده اند.
خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان
فوت کرد و پزشگان علت مرک را سکته مغزی
تشخیص دادند.


چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی
می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی
برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید
 

یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید:
بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزی
رگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده را
در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند
امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار
زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه
بود و این عمل بسیار ساده است.

 
پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص
حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از
سه ساعت باید شخص را به پزشک  رساند.

 
متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن پارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" ژولی زیبا و جوان اکنون زنده بود..
 
1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید به خندد.

2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.

3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند.
مثلا" بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد. 
 

اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد.

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

خرداد ماه ایران است. ماه حرکت برای آزادی. ماه پیروزی . ماه عروج و ماه انقلاب خرداد.

خرداد ماه من است. آن سان که در تراکم افتخارات این ماه زاده شدم و زیستم و این صفت به یدک کشیدم که من زاده خردادم.

زاده ماهی که در آن خمینی عارف، خمینی فیلسوف و خمینی فقیه، خمینی امام شد.

من زاده ی ماهی هستم که در آن ایران آزادی را دوباره برگزید و این بار خون ملت رنگ جوهر قلم هایی بود که نوشت " سید محمد خاتمی". آری من زاده خردادم. ماه خمینی، ماه خاتمی و ماه خرمشهر.

 من زاده ی خردادم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  |