تبليغاتX
مطرود خرد پیشه و منفور عوامیم...

به همه سلام مرا برسان. من همه را دوست داشتم، خیلی زیاد، و بگو زندگی من رنجی عظیم بود، رنجی که برای دیگران ناشناخته استو توضیح ناپذیر. به نظر می آمد هر کار من از سر غرور است و نخوت، اما چنین نبود.من مطلقا آدمی بهتر از بقیه نیستم، همیشه همین را گفته ام و چیزی جز این نگفته ام. من خاری در دل داشتم و برای همین نه ازدواج کردم و نه منصبی کلیسایی پذیرفتم...فکر می کنم وظیفه ای داشتم که به قدر کافی خودش به تنهایی مهم و دشوار بود. باید این را بدانید که من همه چیز را از مرکز دل مسیحیت دیده ام...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

یکی از مسائلی که همیشه در ایام انتخابات مطرح می شود این مسئله است که به چه کسی رای بدیم.؟ (البته اگه بخواهیم بدیم!) تقریبا تمام مصاحبه های تلویزیون هم در همین مورده که به چه کسی رای بدیم.؟

من اعتقاد دارم  این فکر که باید به فرد کاردان و صالح رای بدیم  غلط است، بلکه باید به جریان فکری که به نظر ما درست است رای بدیم.

علت این گفته این است که افراد کاردان اگر تفاوت فکری داشته باشند نمی توانند به اهداف برسند. افراد کاردان زمانی موفق خواهند شد که جریان فکری مجموعه با آن ها همسو باشد. کرباسچی زمانی تهران را متحول خواهد کرد که رئیس دولت هاشمی باشد، یا نمونه ی دیگر رئیس سابق بانک مرکزی است که بالاخره استعفا داد.

بنابر این باید بگم کاردانی زمانی معنا پیدا می کند که جریانی همفکر در راس امور باشد. بنابر این باید تلاش کرد تا به کاردان ترین جریان فکری رای داد و کشور را به آن ها سپرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

 

 

شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟

استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.

اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای

 بچینی.

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه اوردی؟

و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ!

هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن

پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق یعنی همین!

 

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟

استاد گفت: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور.

اما به خاطر داشته باش که باز هم نمی تونی به عقب برگردی!!

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

استاد از او ماجرا را پرسید و شاگرد در جواب گفت:

به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم.

به سبب انکه ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.

استاد گفت: ازدواج یعنی همین!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

مصیبت ویژه ی سرکوب بیان یک عقیده این است که نژاد بشری را از آن محروم می کند، هم آیندگان را و هم نسل حاضر را، هم آنان که مخالف آن عقیده اند و هم آنان که موافقش هستند. اگر آن عقیده درست باشد، فرصت مبادله خطا با حقیقت از دست می رود؛ و اگر اشتباه باشد نیز منفعتی از دست می رود و آن فرصت ادراک شفاف تر و تاثیر جانانه تر حقیقت بر اثر تلاقی حقیقت با خطا است.

( جان استوارت میل)

انصافا جمله ی قشنگیه ولی آقای میل به یک نکته توجه نکرده و اون هم اینکه کسانی که عقیده را سرکوب می کنند دنبال حقیقت و یا اندیشه ی صحیح نیستند بلکه به دنبال قدرت اند!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 



دیروز در روزنامه آگهی یکی از این کاندیدا ها رو دیدم که خیلی جالب بود. کاندیدا یک خانم حامی دولت از کاندیدا های مجلس بود. در تبلیغاتش نوشته بود عضو هیئت ریسه فدراسیون اسکیت ! عجب دنیایی شده یادم میاد زمانی که بحث دوچرخه سواری خانم ها از طرف بعضی ها مطرح شد چه غوغایی به راه افتاد و چه شعار ها داده نشد اما امروز زنان حامی دولت عضو فدراسیون اسکیت! می شوند و آب هم از آب تکان نمی خورد. (حالا ما به تخصص اون ها در این زمینه کاری نداریم)
دنیای عجیبی شده . . .
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

مردم آزادی بیان طلب می کنند تا پرهیزشان از آزادی اندیشه را جبران کنند. (کیرکه گارد)

هرکس معنی این جمله را فهمید به من هم بگه چون خودم نفهمیدم !

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

قبرستان بقیع قبل از تخریب وهابی ها

( قبرستان بقیع قبل از تخریب توسط وهابی ها )

 

رحلت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن (ع) را به همه شما تسلیت می گوییم.

متاسفانه امام حسن (ع) از جمله امامانی است که در این روز ها خیلی به او پرداخته نمی شه. در حالی که زندگی این امام بزرگوار سرشار از وقایع مهم و تاریخ ساز شیعه بوده است. صلح امام با معاویه بزرگترین واقعه ای بود که در آن دوره اتفاق افتاد اما چرا کمتر کسی به طور جدی به این موضوع پرداخته است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

 

نقش دولت واقعی این است که حداقل محدودیت و صیانت را بر حداکثر آزادی

 افراد اعمال کند و هیچگاه آدم ها را شئ نپندارد.  ( ایمانوئل کانت )

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط احسان ابراهیمی  | 

 

                                  

اخیرا گفتگوی دکتر سروش در مورد کیفیت وحی و قرآن تبدیل به مسئله روز شده و از گوشه و کنار محافل علمی و دینی مطالبی  علیه این گفتار دیده می شود. اما در این مورد چند نکته به نظر من جالب بود. این صدا و سیمای ایران هر وقت می خواهد از کسی انتقاد کند به طرف مورد انتقاد اجازه نمی دهد که صحبت کند و مردم هم حق ندارند بدانند طرف مقابل چه گفته که باید مورد انتقاد قرار بگیرد. این در حالیه در طرف مقابل قضیه کاملا برعکس شده  شما می توانید در سایت دکتر سروش نظر کلیه منتقدان رو بخوانید البته یک مشکل وجود داره و اونم اینه که این سایت در بعضی سرور ها فیلتر شده ! اما این بار مطلب بسیار جالب شده و آن اینکه با وجود اینکه کسانی مثل آیت الله سبحانی و بها الدین خرمشاهی هم از جمله ی منتقین هستند ام نمی دونم تلویزیون جمهوری اسلامی چرا این قدر از مجید مجیدی و متنی که علیه دکتر سروش خوانده خوشش آمده که البته می تواند چند دلیل داشته باشد :

۱. اساسا ملت فرهیخته ایران خیلی با علما و دانشمندان خودشون آشنا نیستند و اگر تلویزیون اسامی کسانی مثل خرمشاهی را به عنوان منتقد اعلام کند خیلی برای مردم مهم نیست.

۲. از اون جایی که عوام مردم اصلا نمی دانند موضوع چیه خیلی براشون مهم نیست که سروش چه گفته بلکه مهم تر اونه که مجید مجیدی از کسی انتقاد کرده!

۳. معمولا وقتی کسی نمی تواند با دلیل در مورد کسی انتقاد کنه سعی می کنه با احساسی کردن موضوع اوضاع را به نفع خودش تمام کنه و کی بهتر از مجید مجیدی که تازه جایزه هم گرفته.

اما با وجود این حرف ها من فکر می کنم این گونه پرداختن به موضوع نشان می دهد که بعضی ها از آن هدف خاصی را دنبال می کنند.

خدا آخر عاقبت همه مارو بخیر بگرداند (صلوات)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط احسان ابراهیمی  |