تبليغاتX
مطرود خرد پیشه و منفور عوامیم...

هیچ یک از بزرگان جهان فراموش نخواهند شد. اما هر یک از این بزرگان عظمت خاص خودش را داشته است، و عظمتش متناسب با عظمت چیزی بوده است که بدان عشق می ورزیده است. آن کس که به خود عشق می ورزیده است عظمتش از خودش بوده است، و آن کس که به دیگر انسان ها عشق می ورزیده است عظمتش از ایثارش بوده است، اما آن که به خدا عشق می ورزیده است عظمتش فراتر از همه بوده است. (سورن کیرکگور)

کیرکگور می گوید سه گزینه ی اصلی است که به زندگی انسان نظم می دهد و أن ها را سپهر زندگی می نامد، که عبارت اند از زیبا شناختی، اخلاق و دین. او معتقد است این سه گزینه با هم جمع ناپذیر اند و بر ری هم همه ی امکان ها را در بر دارند.

زندگی زیبا شناختی در حقیقت زیستن برای خود است، که می تواند شکلی کاملا ساده و ابتدایی داشته باشد و آدم برای تمناهای عاجل شخصی اش زندگی کند و در زندگی صرفا از عیشی به نوشی برود. سطح بالا تری از زندگی زیبا شناختی زندگی هنرمند است. هنرمند برای به کمال رساندن خودش زندگی می کند، یعنی پرورش استعداد ا و توانایی ها تا حد ممکن.

در زندگی اخلاقی فرد به بهترین خیر جامعه اش و در نهایت به بهترین خیر همگان می اندیشد و نه برای خیر خودش. کانت می گوید همیشه چنان عمل کن که دلت بخواهد اصل حاکم بر عمل تو قانون عمومی شود.  

در زندگی دینی آدم باید برای خدا زندگی کند. اینجا این سوال مطرح می شود مگر می توان میان امر اخلاقی و دینی یکی را برگزید؟ کیرکگور می گوید بلی. که این به علت درک او از دین  است، زیرا معتقد است : ۱. دین غیر عقلانی است ۲. مومن متدین از همگانی بودن (universal) می گذرد تا رابطه ای تن به تن با خدا داشته باشد 3. ممکن است به خواست خدا برای اثبات ایمانش دست به کاری غیر اخلاقی بزند. و با توجه به این دیدگاه وی به دین، تفکر دینی قابل جمع با تفکر اخلاقی نیست. زیرا امر اخلاقی عقلانی است، فرد اخلاقی باید تابع همگان باشد و انجام کار های اخلاقی استثنا بردار نیست و دست زدن به کاری خلاف اخلق گناه است، همین و بس.

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت   توسط احسان ابراهیمی  |